Leader
24 مرداد 1397 ساعت 00:08

من مبلغ این کتاب هستم

استاد پناهیان:

حتماً کتاب خاطرات شهید ابراهیم هادی را بخوانید/با مطالعۀ این کتاب نگاه و رفتارتان عوض می‌شود

بیشتر بدانید
Cloud
Masjed

نظر امام خامنه ای درباره شهید ابراهیم هادی

امام خامنه ای:

شهدایی که برای نگارش زندگی‌شان انتخاب می‌شوند، شهدایی باشند که شخصیت آنها به قول معروف کاریزما داشته باشد

بیشتر بدانید

تازه های نشر

نرم افزار اندروید شهید ابراهیم هادی

مجموعه اشعار درباره شهید

آلبوم خاطرات

3268084
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
17
1089
3709
1606567
16586
42524
3268084

آی‌پی شما: 54.80.208.105
امروز: چهارشنبه، 24 مرداد 1397 - ساعت: 00:05:46

سلام بر ابراهیم

 

 

 

وقتی تصميم گرفتيم کاری در مورد آقا ابراهیم انجام بدهيم تمام تلاش خودمان را انجام داديم تا با كمك خدا بهترین کار انجام گيرد. هرچند كه مي‌دانيم اين مجموعه قطره‌اي از درياي كمالات وبزرگواري‌هاي آفا ابراهيم را نيز ترسيم نكرده. اما در ابتدا از خدا تشكر كردم كه مرا با اين بنده پاك وخالص خودش آشنا نمود . وهمچنين خدا را شاكرم كه مرا براي اين كار انتخاب نمود . من در اين مدت تغييرات عجيبي را در زندگي خودم حس مي‌كردم.  بعد از نزديك به دو سال تلاش و شصت مصاحبه و چندين سفر كاري وچندين بار تنظیم متن، دوست داشتم نام مناسبی كه با روحیات ابراهیم هماهنگ باشد برای کتاب پیدا کنم. اول اسم آن را معجزه اذان انتخاب كردم. بعد از مدتي حاج حسين را ديدم وگفتم: "چه نامي را براي اين مجموعه پيشنهاد مي‌كنيد"

ايشان گفتند‌: "اذان" چون بسياري از بچه‌هاي جنگ ابراهيم را به اذان‌هايش مي‌شناختند ، به آن اذان‌های عجیبش".  

يكي ديگر از بچه‌هاي جنگ جمله شهيد ابراهيم حسامي را گفت: شهيد حسامي به ابراهيم مي‌گفت:"عارف پهلوان".

شب بود كه داشتم به اين موضوعات فكر مي‌كردم. قرآني كنار ميز بود كه توجهم به آن جلب شد. قرآن را برداشتم و در دلم گفتم: "خدايا، اين كار براي بنده صالح و گمنام تو بوده و مي‌خواهم در مورد نام اين مجموعه نظر قرآن را جويا شوم".

بعد ادامه دادم: "تا اينجاي كار همه‌اش لطف تو بوده، من نه ابراهيم را ديده بودم نه سن وسالم مي‌خورد كه به جبهه بروم. اما همه گونه محبت خود را شامل ما كردي تا اين مجموعه تهيه شد. خدايا من نه استخاره بلد هستم نه مي‌توانم مفهوم آيات را درست برداشت كنم". بعد بسم‌الله گفتم و سوره حمد را خواندم. قرآن را باز كردم. آن را روي ميز گذاشتم، صفحه‌اي كه باز شده بود را با دقت نگاه كردم. با ديدن آيات بالاي صفحه مو بر بدنم راست شد. بي‌اختيار اشك در چشمانم حلقه زد. در بالاي صفحه آيات 109 به بعد سوره صافات جلوه‌گري‌ مي‌كرد كه مي‌فرمايد:  سلام بر ابراهيم    اينگونه نيكوكاران را جزا مي‌دهيم        به درستي كه او از بندگان مؤمن ما بود

 

جانباز سرافراز ماشاءالله عزيزي از معلمين با اخلاص وباتقواي گيلان غرب بود كه از روز آغاز جنگ تا روز پاياني جنگ شجاعانه در جبهه‌ها و همه عمليات‌هاحضور داشت و پس از آن درسانحه رانندگي به ياران شهيدش پيوست.

 فراموش نمي‌كنم وقتي ابراهيم مشغول تمرينات كشتي بود يكبار با هم به منطقه دربند رفتيم. ابراهيم براي اينكه پاهايش را تقويت كند از ميدان دربند يكي از رفقايش را روي كول خودش گذاشت و تا امامزاده ابراهيم او را آورد

  ساعتي بعد ديدم كه ميثم لطيفي به همراه تعدادي از مجروحين به عقب برمي‌گشتن. به كمكشان رفتم و از ميثم پرسيدم. "چه خبر؟"

  گفت: من و اين بچه‌هائي كه مجروح هستن جلوتر از كانال بچه‌هاي كميل، لاي تپه‌ها افتاده بوديم كه ابرام هادي به دادمون رسيد. يه دفعه سرجام وايسادم و باتعجب گفتم: داش ابرام! خُب بعدش چي شد

  گفت: به سختي ما رو جمع كرد وتو گرگ وميش هوا ما رو آورد عقب. توي راه رسيديم به يه كانال كه كف اون پر از قير و گازوئيل بود. عرض كانال هم حدود سه متر بود. ابرام رفت دو تا برانكارد آورد و خودش پريد تو كانال. تا زانوش هم توي قير فرو رفت. بعد هم رفت وسط كانال و يه برانكارد رو روي يه كتفش گذاشت و يكي رو هم روي كتف ديگه، سر ديگه برانكارد رو هم روي لبه‌هاي كانال گذاشت و مثل پل، همه رو عبور داد و فرستاد عقب. بعد هم خودش رفت جلو  

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

سامانه پیامکی گروه شهید ابراهیم هادی

همسنگران گرامی : 
جهت عضویت در سایت شهید ابراهیم هادی می توانید با ارسال یک پیامک حاوی نام و نام خانوادگی خود به شماره 10003399250731به خیل علاقمندان و محبان این شهید گرامی بپوندید.

دومین همایش روز جوان

Back to Top

Template Design:kavoshrayan